سیاسی
رمز غیبت آیتالله سید مجتبی خامنهای چیست؟
پس از انتقال رهبری به آیتالله سید مجتبی خامنهای، شبکههای معاند با پروژهسازی مستمر، مسئله فوت ایشان را دامن زدند. تحلیلگران اینترنشنال تلاش میکنند این غیبت را معادل «مرگ» یا «ناتوانی کامل» رهبر جدید نشان دهند.
وب لینک – به گزارش خبرآنلاین، روزنامه اطلاعات در یادداشتی به واکاوی دلایل غیبت آیتالله سید مجتبی خامنهای پرداخته و نوشته است: واقعیت میدانی و گزارشهای متقن، تصویری دیگر از این غیبت ترسیم میکنند؛ ترکیبی از مصدومیت بهبودیافته، ملاحظات امنیتی فوقسنگین، و یک راهبرد حسابشده برای جلوگیری از نمایش ضعف در شرایط جنگی.
در این یادداشت تأکید شده است: غیبت آیتالله خامنهای نه یک نقطه ضعف، که بخشی از یک محاسبه راهبردی هوشمندانه در برابر دشمن است.
پروژه روانی-رسانهای دشمن؛ فراتر از یک شبکه
رسانههای معاند از همان روزهای نخست، سناریوی «کشته شدن» را پیش کشیدند. اما نکته مهم اینجاست که حتی این رسانهها نیز نتوانستهاند هیچ سند یا مدرک مستقیمی دال بر مرگ ایشان ارائه دهند. اصرار گسترده بر مرگ رهبر جدید ایران، ریشه در یک پروژه راهبردی غربی دارد که اهداف زیر را دنبال میکند:
۱) القای «خلأ قدرت» و «بحران جانشینی»: در هر نظام سیاسی، انتقال قدرت حساسترین لحظه است. دشمن با تکرار این ادعا که وی دیگر زنده نیست، تلاش میکند این باور را ایجاد کند که ایران در آستانه فروپاشی ساختار قدرت قرار دارد.
۲) تضعیف مشروعیت روانی رهبر آینده: حتی اگر ایشان زنده باشد و بعداً ظاهر شود، روایت دشمن این خواهد بود که «او ماهها غایب بود، پس یا ضعیف است یا تحت کنترل دیگران بسر میبرد». این یک تکنیک کلاسیک در جنگ روانی است: پیشدستی در تعریف روایت. اگر دشمن بتواند نخستین تصویری که از یک رهبر جدید در اذهان ساخته میشود را با القاب «مرد پنهان» یا «رهبر حبسشده» گره بزند، مشروعیت او هرگز به سطح یک رهبر قاطع و مقتدر نخواهد رسید.
دو عامل اصلی غیبت؛ واقعیت نه توطئه
بر اساس گزارشهای متعدد، غیر از جراحات وارده که نیازمند دوره نقاهت بود و بحمدالله پشت سر نهاده شده است، دو عامل دیگر در پشت پرده غیبت رهبر معظم انقلاب قرار دارد:
۱) تهدیدات مستقیم اسرائیل به ترور ایشان: در چنین شرایطی، کوچکترین خطا در امنیت میتواند فاجعهبار باشد. به همین دلیل سیستم امنیتی ایران ارتباط با رهبر را به شدت محدود کرده و حتی از وسایل الکترونیک در اطراف او استفاده نمیشود.
۲) ملاحظات راهبردی حضور یا غیبت در شرایط جنگی: این عامل شاید از همه بنیادیتر باشد. آیتالله خامنهای پیش از این نیز به دلیل مسئولیتهای حساس خود، کمتر در معرض دید عمومی قرار داشتند و این شیوه مدیریت، پیشینهای دیرینه در ساختار امنیتی ایران دارد. در شرایط کنونی جنگ، نخستین حضور ایشان در جایگاه رهبری، اگر با هرگونه نشانهای از جراحت، خستگی یا نقاهت همراه باشد، میتواند در فضای روانی میدان نبرد علیه ایران تفسیر شود. دشمن آماده است تا هر تصویری را به سود خود روایت کرده و از آن برای افزایش فشارهای روانی و نظامی استفاده کند.
از این رو، انتخاب زمان مناسب برای حضور، خود بخشی از راهبرد دفاع فعال است؛ نه نشانه ضعف، بلکه نشانه محاسبه دقیق در میدان تقابل.
نتیجهگیری: غیبت فعال، یک سلاح راهبردی
جنگ امروز در منطقه، تنها بر زمین و هوا جریان ندارد. بخش مهم آن، جنگ روایتهاست. از یک سو، جبهه دشمن پروژه «مرگ رهبر» را طراحی کرده تا در ایران بحران ایجاد کند، اما جمهوری اسلامی نشان داده که در شرایط سخت، از سناریوهای پیشبینی شده دشمن پیروی نمیکند.
اصرار بر حضور زودهنگام یک رهبر مجروح در رسانهها، همان هدیهای است که دشمن خواهان آن است. در مقابل، راهبرد «غیبت فعال» یک نوآوری هوشمندانه در مدیریت بحران سیاسی-امنیتی محسوب میشود.
تا زمانی که یک ویدئوی واضح، تاریخدار و غیرقابل انکار از معظم له منتشر نشود، رسانههای معاند به شایعهپردازی ادامه خواهند داد، اما ایران نیز این بازی را به خوبی درک کرده است. زمان انتشار چنین ویدئویی، دقیقاً زمانی خواهد بود که بیشترین ضربه روانی را بر پیکره دشمن وارد کند، نه زمانی که خود در موضع ضعف نمایش داده شود.
از این منظر، غیبت کنونی نه یک نشانه ضعف، که یک سلاح راهبردی در جنگ روایتهاست.
انتهای پیام